Monday, December 31, 2007


سال دوهزار هشت مبارک.با امید به اینکه سال خوبی باشه برای همه​ی مردم دنیا.
مثل هرسال آرزو می​کنم که سال جدید سالی همراه با صلح و آرامش باشه برای هم.صلح ، آرامش و سلامتی...که هیچی بهتر از این سه تا نیست.هیچی.

جاتون خالی همین الان از محل آتش​فشانی میایم و بسی فیض بردیم خیلی هم دود خوردیم و کمی هم کر شدیم!.ملت همیشه در صحنه هم مثل مور و ملخ ریخته بودن این شد که یک ساعت و نیم بعد از سال جدید در خانه می​باشیم.از بس ترافیک بود.اینم چند تا عکسِ بد از یک عکاس بد!
۱
۲
۳
۴

Thursday, December 20, 2007




پ.ن: امروز که داشتم می​رفتم سرکار،هوا و یخبندان و سرمای بیرون رو که دیدم و لمس کردم،هزار بار خودمو لعنت کردم که چرا این دو روز آخر رو مرخصی نگرفتم مثل بچه​ی آدم بشینم توی خونه گرم و نرم خودم.بخصوص وقتی نشستم توی ماشین یخ و مجبور شدم تا گرم شدنش صبر کنم! ولی همین که راه افتادم و رفتم جلوتر پشیمان شدم از لعنت​هایی که فرستادم! بخصوص با دیدن این منظره​ها که البته همه رو با موبایل و عجله​ای گرفتم.
لازم به ذکر است اینجا هیچ برفی نباریده! این سفیدی​ها هم همه​اش یخبندان است.چیزی که بی​سابقه یا حداقل کم سابقه بوده اینجا.توی اکثر اتوبان​ها هم حداکثر سرعت نود کیلومتره و جاده​ها هم لیز.خلاصه توی این زمستونی مواظب خودتون باشین.

پ.ن ۲: هورا من از فردا تعطیلم تاااااااا دوم ژانویه! همه​اش یازده روزه با آخر هفته​ها البته.اگه بدونین چه خواب​هایی دیدم برای این یازده روز :) یکیش اینه که صبحها سییییییییر بخوابم! واقعن آرزوی خواب صبح به دلم مونده.دومیش هم معلومه؛ وبلاگ نوشتن :))